باران نرم نام تو ...

نام تو بر زبان من آمد؛ زبانه شد
سيل گدازههاي خروشان روانه شد
گفتم به خاك، نام تو را؛ جنگلي سرود
گفتم به شعر، نام تو را؛ عاشقانه شد
گفتم به باد، نام تو را؛ گردباد گشت
گفتم به رود، نام تو را؛ بيكرانه شد
گفتم به راه، نام تو را؛ رفت و رفت و رفت...
گفتم به لحظه، نام تو را... ؛ جاودانه شد
اين حرفها كه همهمهاي در غبار بود...
باران نرمِ نامِ تو آمد؛ ترانه شد
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱ آذر ۱۳۸۵ ساعت ۱۱:۴ ب.ظ توسط احسان
|