شیعه
شيعه آنست كه آلوده به عصيان نشود
شيعه آنست كه در محضـر ربّ احدي
برده ي چشم و زبان و دل و نفسش نشود
شيعه آنست كه از بهر ولي الله خود
افتخارش بود و مايه ي ننگش نشود
شيعه آنست كه در راه علي گام نهد
پيرو خط دروغين كژي ها نشود
شيعه آنست كه با عشق حسن كار كند
جز حسين، نام دگر، بر دل او حك نشود
زينت مهر دلش؛ سجده ي سجاد شود
طالب علم جز از باقر و صادق نشود
صبر را پيشه ز كاظم بَرد و رحم و صفا
طائر بام كسي جز شه مشهد نشود
زهد را از در رحمت ز جوادش طلبد
جز نقي؛ روشني راهِ دلش، كس نشود
باشدش هيبت و حُسن حَسن او را سرمشق
مايه ي حزن دل يوسف زهرا نشود
شيعه آنست، حزين از غم مهدي باشد
در سور و فرحش، غاضب و غمگين نشود
گر شود غيبت مولايش، طولاني چند
بر دل محكم او، شك قدمي ره نشود
پاسباني حرم جز حرم اهل نبي
از بر شيعه؛ يقينم كه جايز نشود
شيعه آن نيست كه ما زمزمه ي لب بكنيم
آدمي، جز به عمل پيرو مهدي نشود
