یلدای غیبت
سکوتی سخت،
بر شب سایه افکنده است.
شهر،
در پشت سکوتی سهمگین،
خفته است.
چشم ها در خواب غفلت غوطه ورند
و تنها شمع بیدار است
و می سوزد ...
تا آن لحظه ی موعود فرا رسد ...
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۹ آذر ۱۳۸۶ ساعت ۴:۵۶ ب.ظ توسط احسان
|